

من امروز واردسومین ماه زندگی ام شدم

عکس تازه ندارم
امروز رفتم واکسن زدم تب دارم
مامان وبابا باعمه مراقب ام هستند
مامان نینا نتوانست بیاید پیش ام
دلش برای من یکذره شده
مامان نینا غصه نخور می ایی من باز اذیت ات میکنم
***** سانی
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 18:57 توسط سانی
|

سلام

دختر دارم یک دونه
قدر منه می دونه
دختر دارم فرشته
روبازوهاش نوشته
مامان نینا
+
نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 8:36 توسط سانی
|

مامان دارم فرشته برام زحمت میکشه بابا دارم نوشته دختر دارم کوچلو لب داره مثل هلو بابائی مامانی هر دوتاتون دوست دارم سانی
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 8:43 توسط سانی
|

میشه فاصله ها را قیچی کرد؟ زیر چرخ خیاطی درز گرفت انوقت من انقدر قیچی می کردم دست از سرم بردار مامان نینا

+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 8:40 توسط سانی
|

ای دختر کوچلو لپ داری مثل هلو
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 12:38 توسط سانی
|

لالا.لالا.گل بادوم دل میگیره باعشقت آروم لالا.لالا.گل فندوق بذارمت توی صندوق لالا.لالا. گل پسته .نشی از دست من خسته. لالا.لالا.گل لاله توئی عشق این خانه لالا.لال.ا گل نارنج بخوابی روی این ارنج لالا.لالا.گل نازم میشی توهم رازام لالا.لالا. گل اختر جوابم را بده کمتر لالا.لالا.گل ختمی مامان بزرگ شوی حتمی لالا.لالا.گل لال عباسی تودختر من وخواستی مامان نینا
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 7:47 توسط سانی
|

سلام دیروز من 40روزام شد وبا مامان نینا عکس انداختم به مامان وبابا فرصت نمی دهم نفس بکشند سانی
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 18:29 توسط سانی
|

مست مست ام ساقیا دستم بگیر از شیر مامان مست کردم یک جای گرم ونرم هم پیدا کردم پس دنیا مال منه سانی
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 6:34 توسط سانی
|

بلائی سر مامان و بابا و مامان نینا می ارم شب تا صبح نمی گذارم بخوابند دیروز که مامان نینا برایم ا و از سلام علیکم نشاسته کی تو رو وعده خواسته خوند براش خندیدم دستم را دراز کردم بگیرمش اما نتونستم خونه مامان نینا حال میده نیکو دختر خاله ام میگفت چقدر بچه بوده خومه مامان نینا کیف داشته راست میگفت!!!!!!
+
نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 20:25 توسط سانی
|

سلام من سانیا هستم
۱۴ شهریور بدنیا امدم این عکس سه روزه گی من است
اما مامان نینا بیچاره وقت نداشته زودتر وب من را بروز کنه
خاله لادن و خاله ملیحه تشکر از محبت شماها
مامان هنوز گیج است و من هم مرتب اذیت می کنم اما دوستش دارم
خاله مهستی و خاله نغمه و خاله ارشا تشکر که موقع دنیا امدنم کنار مامان و بابا بودید
مامان نینا هم که همه است با باد بزن خودش باد می زد و اشگ می ریخت
سانیا
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 2:27 توسط سانی
|
